رادینرادین، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 13 روز سن داره

نفس مامان و بابا

تولد 2 سالگی

و امـــــروز ؛ باز آن روز پُر خاطره ، آن تاریخ همیشگی ؛  آن تاریخ آشنایی که دو سال ست می شناسمش !  دو سال ست که قلبم را ، همین وقت از سال ، پر از غوغا می کند .  دوباره 28 شهریور... 28 شهریور اعجاز انگیز ! دو ساله شدی پسرک زیبای من ؛ گل گندم بی نظیر و دوست داشتنی !  2 سالگی ات شیرین ست . شیرین مثل وقتی که می خندی و می گویی 2 لاس ... مثل وقتی که می بوسمت و هنـــــوز عطر آن روزهایت را استشمام می کنم . مثل وقتی که برایت 28 شهریور را ، مو به مو تعریف می کنم و گوش می دهی . 2 سالگی ات شیرین ست ، شیرین تر از عسل . شیرین تر از همیشه .   تولدت مبارک جان من ؛ &...
28 شهريور 1392

دلتنگی

  نمی شود کمی آرام تر، آقای کوچکم؟   دیشب که عکس هایت را می دیدم، تازه فهمیدم چقدر دلم برات تنگ شده! برای تمام همین  وقت های پارسال... برای شیر خوردنت، لپ های تپلت! برای 1 سالگی ات! برای حرف زدن دست و پا شکسته ت، اُبتا گفتنت...، اشاره کردنت!   دلم خیلی تنگه اون روزاته... دلم تنگه تمام روزای گذشتته، از در من بودنت بگیـــــر، تا همین دیروز! الان فکر غم دلتنگی روزهای جوانیتم! چکار کنم اون روزا رو؟ فکر کن؟ چقدر بزرگ شدی... حتم دارم تمام آن روزهایت را هم سخت دلتنگ می شوم، مثل الان! امروز دلتنگ ٢ سال گذشته، ام و آن وقت دلتنگ 20 سال  گذشته ات.   این رو بدون که هیچ چیز برای مادر...
28 شهريور 1392

تولد من

شب تولد آدم مثل یه قراره اعلام نشدس. که همش منتظری آدم های بیشتری سر قرار بیان، ولی دوست نداری خودت خبرشون کنی... شب تولد آدم ،مثل یه قرار بی قراره.... امشب شب تولد منه تولد 24 سالگی یک مادر 24 ساله....   بهترین کادوم خوندن شعر تولد مبارک از زبون شیرین تو بود پسرکم. عاشقتم عزیزممممم ...
17 شهريور 1392

تولد مانی

امروز 13 شهریور به مناسبت تولد مانی رفتیم پیششون و کادو شونو دادیم ناهارم رفتیم خاقان. خیلی خوش گذشت. خاله نیر و نگین هم بودن. اما امروز خیلی بد قلقی کردی رادین جونم. نمیدونم چرا خیلی بهونه گیر شدی. کارای بد هم زیاد میکنی. تا بر خلاف میلت باشه هر چی دستته رو پرتاب میکنی.. جیغ جیغو شدییییییییییی کلک. ایشالا زود از سرت بیفته. خیلی دوست دارم کوچولوی دوست داشتنی ...
13 شهريور 1392
1